برای مامان شهین عزیزم
امروز میخوام برای مامان شهین بنویسم که چقدر برای من و این دخمل زحمت کشیده گاهی اگر تند شدم ببخش ............گاهی اگر تلخ شدم ببخش ..............گاهی اگر زدم و شکستم ان دل مادرانه را ببخش ........معصوم ترین مخلوق خدا .........روزها که در بطن خود رویایی میرویانم بیشتر از پیش به تو و خودم فکر میکنم چند ماهی نیست که نیمه ماد ر شدم اما انگار بار یک عمر به دوش میکشم.....چه ها به سرت امد تا به سامانم رساندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چقدر ناسپاس بودم........اینها همان روزهایست که با من گذراندی و اینک تکرار مکررات و بازگشت همان روزهاست با این تفاوت که من این بار مادرم و کودکی در وجودم میرویدکه فردایش همان امروز من است .....
نویسنده :
soly
14:17



