اب نبات من و بابا علی
سلام عشق من و بابا جون ببخشید چند وقته نتونستم برات بنویسم عسلی مامان، جیگر مامان
وای که چه هفته شلوغی داشتیم رفتیم با مامان شهین و خاله ساناز یک عالمه چیزهای خوشکل برات
خریدیم عزیزم مبارکت باشه مامانی 91/7/21 رفتیم برات خرید دیگه مامان شهین یک عالمه برات لباسهای
خوشگل یه جای سطل اشغال ببعی یک عالمه چیزهایی که بعدا ازشون بتونی استفاده کنی خرید عسل
مامان انقدر شیطون شدی که چی بگم هرشب بابا علی میگه خوابیدی میگم نه داری موج مکزیکی میای
میگه دختر خوشکل من باید ساعت 10.30 بخوابه اما شما اصلا حرفش رو گوش نمی دی تا ساعت
12 بیداری
فردا 26 هفتم تموم میشه میرم تو 27 هفته هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
فقط خدا میدونه که چقدر خوشحالم که تو رو دارم عزیزم نمی دونی چقدر بی صبرانه این هفته ها رو
میگذرونم و منتظر اون لحظه ای هستم که به اغوشم بکشمت فکر کنم با اومدنت به زندگیم تمام خستگی
ها و غمها و تاریکیها پاک میشن اب نبات مامان قوربونت برم به دل مامانی سفت بچسبی ها عسلی
دوست دارم میخوام بیام شنبه(91/7/29) ببینمت بیدار باشی ها به امید اون روز


اب نبات من و بابا علی
