گل زندگی من و باباش
سلام عشقم ، سلام عمرم ، سلام زندگیم
قوربونت برم خیلی وقته که میخوام برات بنویسم اما واقعا وقت نمی شه یکم که مریض بودم اون هفته رفتیم سونوگرافی و اقای دکتر مهربون گفت که تو یه دختر خوشکل و مشکل هستی موش موشی کوچولوی زندگی من دختر ناز و عزیز من نفس مامانی واسه اون تکون خوردنت دلم ضعف رفت دیگه بزرگ شدی مامان جونی هی خجالت میکشیدی از اقای دکتر دستت رو میذاشتی رو چشمات و یک دستت هم میکردی تو دهنت
مامان جونم اقای دکتر ازت فیلم گرفت ازت عکس گرفت که اگه بزرگ شدی نشونت بدم عزیزم
جوجوی من، بابا علی چقدر خوشحاله از اومدنت فدات بشم گفت از خدا ممنونم که به من یه دختر خوشکل و سالم داد خیلی از این بابت خوشحال بود برات هم اسم انتخاب کرده بود آیلین که خیلی ها خوششون نیومد و کنسل شد اما من برات یه اسمی رو انتخاب کردم که بعدن میخوام به بابا علی بگم الان نمی گم ماشالله دیگه الان 200 گرمی با 20 سانت آخ جون پیش مرگت بشم الهی به زندگی ما خوش آمدی عزیزم
به امید دیدار


گل زندگی من و باباش
