شيرين زبون ماماني
آترين جونم امروز خيلي خوشحالم از صبح زود من و بابايي رفتيم و من فوق ليسانس شركت كرده بودم كه به لطف خداي مهربون همين كرج قبول شدم البته سراسري زنجان قبول شدم كه به خاطر بعضي از مسائل نتونستم برم و امروز خلاصه رفتم و ثبت نام كردم هورااااااااااااااااااااااااااااااااا
بعد يه كيك گنده خريدم براي همكارام و بعد ازآن يكي از همكارام (آقاي مومني)گفت يه شعر مشيري رو نوشتم براي دخترت كه گفتم شايد خالي از لطف نباشه
تو گل سرخ مني
تو گل ياس مني(ياسمني)
تو چنان شبنم پاك سحري
نه
از آن پاكتري
تو بهاري
نه
بهاران از توست
از تو ميگيرد وام هر بهار اين همه زيبايي را
حسرت باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم تو
"فريدون مشيري"
آترين جونم براي همه و بعد از اونها براي ماماني دعا كن كه بتونه با موفقيت اين مقطع تحصيلي رو بگذرونه ميدونم راه خيلي سختي در پيش دارم اما بعد از خدا دلم به تو و بابا جوني گرمه عزيزم دوست دارم


شيرين زبون ماماني
