تولد یک سالگی پرنسسم
عزيز دل ماماني بالاخره نمردم و تولد يك سالگي تو رو ديدم
تولدت مبارک اترین مامان
خوش اومدي به اين دنيا گلم خوش اومدي عزيزم
هر چي به بابا علي گفتم كه برات تولد بگيره ميگفت اترين اذيت ميشه انشاالله سال بعد دخترم هم بهش خوش بگذره خلاصه قرار شد كه همگي رو دعوت كنيم شام بيرون رفتيم غار ققنوس خيلي خوش گذشت مامان شهين برات ماشين شارژي خريده بود و مامان هايده يه دستبند خوشكل خاله و عمه هم زحمت كشيدند و پول دادند تولد بابايي هم بود و همگي به بابايي پول دادند تا به انتخاب خودش موبايل بخره يعني باورم نمي شد كه تو عزيز مادر يك ساله شدي خدايا شكرت خدايا شكرت
بردمت اتليه اما هنوز عكسهات اماده نيست هر وقت اماده شد برات ميذارم اما فعلا ازشما با دوربين خودمون عكس انداختيم رو ميذارم گلم
وایسا یکم از کارهات بگم که چقدر بامزه شدی به زور و زحمت پا میشی و همه تشویقت می کنند و میگن "ماشالله ماشالله " تو یه احساس غروری بهت دست میده که به رضا زاده دست نمی ده با پاهای باز وایمیستی و خسته که شدی با باسن محکم می افتی الهی قوربون اون پاهات بشم فدات بشم حالا ورد زبون ما شده ماشالله ماشالله و تو هم هرجا که باشی تا بشنوی پا میشی الهی همیشه زنده باشی گلم


تولد یک سالگی پرنسسم
